خرید بک لینک
هوای عاشقی

من ...
به هواي تو عاشق شدم
و تو ...
به هواي ديگري
من ...
آدمه تو ماندم
و تو شدي ...
حواي ديگري
. . . !

در نبود تو

آفتابم را گم کرده ام
در تابستانی ترین فصل
و این اندوه کمی نیست !!!

امروز چهارشنبه 5 مهر 1390

امدم تا یـک جمله بگم و بــــرم . . . :-(:-(:-(:-(:-(:-(:-(

امروز به nزنگ زدم( که ای کاش هیچ وقت نمیزدم) تاخبری از m بگیرم فقط گفت: mجمعه عـقـد کرد...! و شنبه هم با نامزدش رفـت مـالـزِی ... رفـــــــت ، رفـــت،رفت.... بی خداحافظی...:-(

واسه ی هـــمیِِِشـــه.... واسه ی همیشه..............

دیگه فکر نمیکنم یعنی یجورایی مطمئنم که بیام تو این وبلاگه عشق پنهان و واسه m،واسه عشقمون،واسه دلتنگیهام،دلتنگیهای پسری تــنــهــا برای دختری که دیگه تنها نیست چیزی بنویسم.... آره دختری که دیگه تنها نــیــســـت،چیزی بنویسم،...! دیگه دستم به قلم نــمــیــره....! و این اندوه کمی نــــــــیست:-( ... دانشگاه دولتی قبول شدم ولی هیچ ذوقی تو وجودم نیست:-(... نمیدونم دیگه چیکار کنم... انقدر تو دل شب گریه کردم که دیگه اشکی هم واسه گریه کردنم نمونده....

بی تو هرگز...


بی تو آن روز در تقویم من

هرگز نخواهد بود

تا خندۀ چشم تو در فردای من بدرود... !!!

دلتنگی...

دلتنگی ام را

بـا کـــــدام خـیـابـان؟

هم آواز شوم !!!

من از تبار غربتم از آرزوهای محال

قصه ی ما تموم شد با یه علامت سوال

مانده ام تنهای تنها با غم تـــو

بسوزی آشنایی... بــســوزی

m. m... میدونم که از مالزی هم که شده یروزی به وبلاگم سرمیزنی...میدونم... ولی یادت باشه هروقت سری به کلبه ی تنهاییم زدی بدون که هنوزم دوست دارم و منتظرم تا یه جمله واسم بنویسی تا آروم شم.آره آروم،آرامش....! واژه ای که دیگه این روزها واسم خـــیـــلـــی غریب شده...

نوشته شده در یکشنبه دهم مهر ۱۳۹۰ساعت 16:40 توسط M| |

برچسب: نویسنده: ابوالفضل رضاپور تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 15:22

صفحه بندی